خرید بک لینک
دلنوشته : وقتی بر خیالم گذر می کنیرنگ زیبای گلهای بهاری را به خاطر می آورم وقتی می بویمت بوی خاک باران خورده را می دهی وقتی می شنومت ترانه پرندگان آزاد دشت گوشم را پر میکند وقتی نگاه می کنی ، چشمه های خروشان در سفیدی چشمانت موج می زند .مرد می خواهد تیر نگاهت را تاب بیاورد و دل از کف ندهد.به کوهی می مانی که در صبحدم رخ در مه پنهان نموده تو کیستی که شبیه هیچ یک از آدمهای شهر نیستی؟به گمانم همزاد باد و باران شده ای باید در هوایت خیس شد و در نسیم ات جان سپرد ،تا عطر نفس هایت جان را معطر کند .

برچسب: نقش خيال دوست,تا نقش خیال دوست با ماست,تا نقش خيال دوست با ماست,تا نقش خیال دوست, نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 6:59

...ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد بی اختیار نعره ی هذا حسین زود سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول این کشته ی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست این غرقه محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست این شاه کم سپاه که باخیل اشگ

برچسب: این کشته فتاده به هامون حسین توست,اين كشته فتاده به هامون حسين توست,اين كشته فتاده به هامون حسين,این کشته فتاده به هامون حسین توست دانلود,این کشته فتاده به هامون محمود کریمی,شعر این کشته فتاده به هامون حسین توست,این کشته ی فتاده به هامون,شعر این کشته فتاده به هامون,مداحی این کشته فتاده به هامون حسین توست,دانلود این کشته فتاده به هامون, نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 6:04

برای تو...
برای چشمهایت!
برای من...
برای دردهایم!
برای ما...
برای اینهمه تنهایی!
ای کاش خدا کاری کند...

احمد شاملو

برچسب: برای تو,برای تو مینویسم,برای تو شهاب تیام,برای تولد شوهرم چی بخرم؟,برای تولد شوهرم چیکار کنم؟,برای تولد چی درست کنم,براي تو,برای توبه چه باید کرد,برای تونیک,برای تولد, نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 13:29

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم که گیسوانت را یک به یک شعری باید و ستایشی دیگران معشوق را مایملک خویش میپندارند اما من تنها میخواهم تماشایت کنم در ایتالیا تو را مدوسا صدا میکنند (به خاطر موهایت) قلب من آستانه ی گیسوانت را، یک به یک میشناسد آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم میکنی فراموشم مکن! و بخاطر آور که عاشقت هستم مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم موهای تو این سوگواران سرگردان بافته راه را نشانم خواهند داد به شرط آنکه، دریغشان مکنی پابلو نرودا

برچسب: گیسوانت تار به تار,گیسوانت زیر باران عطر گندمزار,گیسوانت در باد,گیسوانت را,گیسوانت ریخته نظم خیابان,گیسوانت را رها کن,گیسوانت زیر باران عطر,گیسوانت زیرباران,گیسوانت زیر باران عطر گندم,گیسوانت شعر, نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 19:04

صفحه بندی